قهرمان ميرزا عين السلطنه
888
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
چرا بايد ماهى دويست تومان مخارج بگيرد و در واقع ده تومان خرجش نكنند . خيلى صحبت شد . حاجى آقا هادى را احضار كرد . وقتى او آمد آقا بناى ملاحظه را گذاشت . به كلى حرفها فراموش شد . وقت تنگ بود بلند شديم . هر كس بميرد هركس بميرد مالش آن قسم مىشود . آنچه هم براى صغيرش باقى بماند اين قسم خواهد شد . . . مىخورند و مىبرند . شرع و عرف ما حالش همين است كه ياد كرديم . همچو ولايتى چه قسم ترقى و تمدن پيدا خواهد كرد . رعيتش چه وقت صاحب مال و جاه خواهد شد . اگر خيرات كنى ، مدرسه و مسجد برپا كنى . . . مثل شير گرسنه رويش افتاده چيزى باقى نمىگذارند . اگر باغ و عمارت و ملك درست كنى ديوانيان ما نمىگذارند باقى بماند . اسبابچينيها مىكنند تا وراث بيچاره به نان شب محتاج شوند . به دادن نشان و لقب و منصب از ميانه مىبرند . فرمودهء حضرت امير صلوة الله عليه است كه اموال خود را صرف خود كنيد ، باقى نگذاريد كه از دو سال بيرون نيست يا اولاد صالح و عاقلند يا جاهل و شرير . اگر صالح باشند و اموال شما را صرف خيرات و مبرات كنند ظلمهء آن به گردن شما است و ثواب آن حق آنها و ابدا به شخص تو كه مال باقى گذاشتهاى ثوابى نمىرسد . اگر جاهل و شقى هستند و اموال ترا صرف كارهاى شر و غير مشروع كردند در عقاب آنها شريك خواهى بود . چه اگر اموالت را صرف خيرات كرده بودى ورثهء تو چيزى نداشتند و به اين كارها جرئت و جسارت نمىكردند . ما كه مالى نداريم اگر پيدا كنيم خودمان صرف كارهاى نامشروع خواهيم كرد و مولعتر از اولادمان هستيم . طول كلام باعث ملال خواننده خواهد شد . من مفصلنويسى را عادت دارم ، چه علم و انشائم به آن پايه نيست كه مطالب را موجز و مختصر بنويسم . وقت تحصيل هم گذشته . اى گرفتار و پاىبند عيال * ديگر آسودگى مبند خيال در عوض يكى دوتا . و السلام خير ختام . فرمان تمثال سهشنبه 19 شعبان المعظم - پس از چهار ماه امروز درب خانه رفتم ، آن هم براى انجام كارى . شهر ذىقعدهء 1312 گذشته تمثالى مرحمت شد . پس از آنكه چهار مرتبه براى تمثال قلم خورده عوض شد فرمان را درجهء اول دادند و برات تمثال را درجهء سيم دادند كه تقريبا يكصد تومان قيمت مىشود . برات و فرمان را داديم خدمت عزيز السلطان به مهر مبارك مزين كند . پنجاه تومان تعارف مىخواست . چون ارزش نداشت و در حقيقت افتخارى هم حالا ندارد پول هم نداشتم تاكنون نزد ايشان مانده بود . تا چند روز قبل كه حضرت و الا برحسب فرموده اعليحضرت در ركاب مبارك سوار شده دوشانتپه شكار رفتند . خيلى هم آن روز خوش گذشته و شاه خيلى اظهار التفات فرمودند . حضرت و الا به عزيز السلطان فرمودند و روانه كرد بردند نزد امين السلطنه .